محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

529

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

لاركه از اقاصى بلاد ايرانست ، از حدوث زلازل ، آثار و علامت آبادانى و عمارت بالكليه از آن بلده زايل گرديد و چون منجمان ادريس مكان از حدوث اين قضيهء هايله خبر داده بودند ، اهالى لار ، قبل از حلول اين قضا و نزول اين بلا ، به صحرا و بيابانها نقل كرده بودند . بعد از آن در عرض دو شبانروز سه نوبت از وقوع زلازل مضمون « عالِيَها سافِلَها » « 1 » تكرار يافت . شعر چنان شد كه از بيم آن زلزله * ز هم بگسلد زندگى سلسله صداها كز آن زلزله خاستى * مهابت ز رعد فلك كاستى ز تأثير آن غرش رعدسان * سبكبار گشتند جمله زنان چنان خانها « 2 » كوفت بر يكدگر * كه زير و زبر گشت زير و زبر ز بس گرد بر رفت ازين خاكدان * تل خاك شد هر يك از آسمان از خواجه حسن نامى لارى استماع رفت كه نوبت ثانى عصريه زلزله واقع شد و ما مشاهده مىكرديم كه خانه‌هاى بزرگ و بناهاى عالى از جاى كنده شده موازى دو سه گزاز زمين جدا ميشد و بر خانه‌هاى ديگر مىخورد بطريقى كه هر دو توده خاك شده غبارش آفتاب را تاريك ميساخت و بسيارى از مواضع و منازل كه درو خزاين و دفاين بود ، چنان از يكديگر ريخت كه مكنون « إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها » « 3 » بوقوع پيوست و نوبت سيم چنان زلزله واقع شد كه كوهى كه بلدهء لاربر دامن آن واقعست ، مانند جبل تور از تاب تجلى از هم ريخته سنگهاى عظيم ، بل كوههاى جسيم از آن جدا شده در موضعى كه شهر و عمارت بود قرار گرفت چنانچه آن محل كوهستانى شد كه هيچيك از صاحبان آن منازل قبول نمىكنند كه آن مقام يكبارى عمارت داشته و محل آرام خلق بوده .

--> ( 1 ) - سورهء 11 آيهء 82 ( 2 ) - خانه‌ها ( 3 ) - سورهء 99 آيهء 1 و 2